روز سفید

ریما رامین فر بیوگرافی ریما رامین فر و همسرش امیر جعفری + عکس

۱۷ مهر ۱۳۹۶

ریما رامین فر بیوگرافی ریما رامین فر و همسرش امیر جعفری زندگینامه ریما رامین فر Rima Raminfar و همسرش امیر جعفری به همراه عکس ریما رامین فر و همسرش امیر جعفری .

ریما رامین فر بازیگر زن ایرانی یکی از بهترین بازیگران تلویزیون و سینما ایران می باشد وی در سریال و فیلم های زیادی ایفای نقش کرده است .

بیوگرافی ریما رامین فر و همسرش امیر جعفری را می توانید در سایت روز سفید مشاهده بفرمایید .

ریما رامین فر

ریما رامین فر

زندگینامه ریما رامین فر بازیگر زن معروف را در زیر مشاهده می فرمایید.

  • تاریخ تولد، محل تولد، هنگام تولد:

در سال ۱۳۴۹ در تهران به دنیا آمد.

پدر: حسن رامین فر
مادر:-
برادر: –
خواهر:-
همسر: امیر جعفری
فرزندان: آیین

خودش می گوید:در کودکی بسیار خجالتی و غیرقابل تحمل بودم و همه سعی داشتند که مرا اجتماعی کنند! یک تولد برای من گرفتند و مجبورم کردند به داخل جمع بیایم و شمع ‌های روی کیک را فوت کنم. البته این کار برای من خیلی سنگین بود.

بیوگرافی ریما رامین فر

ریما رامین فر و همسرش امیر جعفری

  • عادات و علائق شخصی:

رامین‌فر و همسرش از جمله ۱۴۰ هنرمند ایرانی بودند که با امضاء طوماری در مورخ ۲۲ خرداد ۱۳۹۲، همراه با سایر اصلاح ‌طلبان و اعتدالگرایان، ضمن قدردانی از انصراف عارف به نفع روحانی، از نامزدی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۲ حمایت علنی کردند.
بیشتر غذاهای گیلانی دوست دارد. غیر از آن به غذاهای شرقی مثل غذاهای چینی و ژاپنی هم علاقه دارد. عاشق سفر کردن است. خواندن رمان را بسیار دوست دارد و تا قبل از به دنیا آمدن پسرش همه نوع کتاب، مجله، روزنامه و داستان کوتاه را می ‌خواند و علاقه خاصی به ادبیات آمریکایی لاتین،‌ شمالی و اروپایی دارد و نویسندگانی چون سلنجر، یوسا، مارکز و کوندرا را بسیار دوست دارد.

از ابتدای جوانی دوست داشت در یک رشته هنری مثل تئاتر یا تلویزیون یا دانشکده صدا و سیما فعالیت کند.به سینما خیلی علاقه داشت، ولی به بازیگری نه.

خانم رامین فر ، همسر امیر جعفری می باشد. امیر جعفری متولد سال ۵۳ ، بازیگر تئاتر ، تلویزیون و سینما است.

حاصل زندگی این زوج هنرمند، یک فرزند پسر به نام آیین است که با وجود کار پرمشغله پدر و مادرش، در راس همه امور زندگی آن ها قرار دارد، به حدی که خانم رامین فر عاشقانه به خاطر او از داشتن لذت های کاری اش کاسته است.

سال ۶۷ دیپلم گرفت و در همان سال در رشته گرافیک قبول شد ،اما بعد از یک سال تصمیم گرفت که به اروپا برود و آنجا ادامه تحصیل بدهد. سه چهار سالی را در آلمان بود، حتی وارد دانشگاه هم شد، ولی بعد به دلایلی برگشت.

  • بازگشت به ایران و تحصیل در دانشگاه:

وقتی برگشت زیاد وقت نداشت. مهلت ثبت نام در آزمون دولتی گذشته بود .فقط ده روز به امتحان دانشگاه آزاد باقی بود ، وقتی در آلمان بود خانواده اش برایش ثبت نام کرده بودند. او در رشته نمایش قبول شد. در کلاس‌های دانشگاه با استاد سمندریان کار کرد .در ابتدا احساس می‌ کرد نمی‌ تواند، ولی با گذشت زمان دید که بازیگری یک علم است و وقتی آن را بیاموزد، می‌تواند به راحتی در آن فعالیت کند.

ریما رامین فر و همسرش و پسرش

ریما رامین فر و همسرش و پسرش

  • حضور در تئاتر و نمایشنامه نویسی:

همزمان با ورود به دانشگاه، درگیر کار تئاتر شد. این انگیزه در او به وجود آمد که نمایشنامه بنویسد.

  • شب به خیر مادر:

اولین کار حرفه‌ای‌اش، نمایش «شب به خیر مادر» نوشته مارشا نورمن و به کارگردانی حامد محمدطاهر بود که در سال ۷۵ در تئاتر شهر به روی صحنه رفت. از همان سال به بعد به صورت پیاپی یا در تئاتر بازی کرد یا کارگردانی کرد یا نمایشنامه نویسی. از جمله کارهایش: زمستان۶۶، رقص کاغذ پاره‌ها، پس تا فردا، دل سگ، یک دقیقه سکوت، همان همیشگی و زمزمه مردگان را می‌توان نام برد.

اولین نمایشنامه ای که نوشت نمایشنامه «پس تا فردا» بود که این نمایش در جشنواره تئاتر فجر اجرا شد و جایزه سوم نمایشنامه نویسی را گرفت، البته در این نمایشنامه خودش هم بازی می‌کرد.

در سال ۱۳۷۹ با بازی در فیلم سینمایی «نان و عشق و موتور ۱۰۰۰» پا به عرصه سینما نهاد.
کسب جوایز جشنواره تئاتر فجر:

در سال ۸۰ در یک دقیقه سکوت بازی کرد و جایزه دوم بازیگری جشنواره تئاتر فجر را گرفت و در نمایش زمزمه مردگان هم جایزه اول بازیگری جشنواره تئاتر فجر را کسب کرد.

وی نویسنده سریال بدون شرح بود .

  • من یک مستاجرم:

اولین حضور تلویزیونی را با سریال «من یک مستاجرم» به کارگردانی پریسا بخت‌آور تجربه کرد که به گفته خودش شروع خوبی برای آغاز فعالیتش بود.

خانم رامین فر ایفاگر نقش «هما» همسر یک فرد گچ کار در سریال پایتخت ۱،۲ و ۳ می باشد. شاید بتوان گفت عاملی که باعث جلوه و درخشش کار ریما رامین فر شد حضورش در جلو دوربین سیروس مقدم و همکاری با عوامل سریال پایتخت است. هم بازی شدنش با محسن تنابنده بسیار در ذهن‌ها ماندگار شد. رامین‌فر با یک بازی روان، قابل باور و ملموس سه سال متمادی نقش هما را در «پایتخت» بازی کرد.

 بیوگرافی ریما رامین فر و همسرش امیر جعفری

ریما رامین فر

  • هما؛همای سعادت نقی:

از روز اول، محسن تنابنده به وی گفت، این شخصیت، همای سعادتی است که روی شانه نقی نشسته است. با این پیش‌فرض هر سه فصل سریال نوشته شد.

  • صحبت‌های ریما رامین فر در زمان بازی در پایتخت ۱ :

۵۰ روز دوری از خانواده بی‌نهایت سخت است. زمانی که یک بازیگر مجرد است، دور بودن از خانواده برایش آسان‌تر است و وقتی هم که ازدواج می‌کند، باز هم قابل تحمل است، اما وقتی مادر می‌شوی دوری از خانواده در مدت زمان زیاد، واقعا کابوس است و من این را واقعا حس کردم؛ حتی از زمانی هم که وارد تهران شدیم باز هم خیلی کم خانواده‌هایمان را می‌بینیم. هر کاری برای خودش سختی دارد، اما باید بگویم «پایتخت» واقعا طاقت‌فرسا بود، اما با تمام این سختی‌ها همه عوامل چه آنهایی که پشت دوربین بودند و چه ما بازیگرانی که مقابل دوربین هستیم عاشقانه کار می‌کنیم، چرا که «پایتخت» واقعا برایمان عزیز است، فقط آرزو می‌کنم رنج و سختی همه ما در نهایت به خوشی و خنده مردم عزیزمان تبدیل شود تا خستگی‌مان در بیاید. «پایتخت» واقعا برایم عزیز است و به اندازه خانواده‌ام دوستش دارم و به غیر از آن هیچ پروژه دیگری نمی‌توانست مرا دور از تهران نگه دارد؛ فقط «پایتخت» می‌توانست این کار را با من بکند.

  • رامین فر از حضور در «پایتخت۳» گفت:

همیشه یک بازیگر بهترین دستمزد را از مردم کشورش می‌گیرد. وقتی در نظرسنجی‌ها متوجه می‌شوم که مردم چقدر به ما لطف دارند، قطعا تشویق می‌شوم تا آنجایی که امکان و توان دارم با مردم باشم، ضمن اینکه با گروه هم خیلی صمیمی هستیم و احساس خوبی در حضورشان دارم. در این ۲ ماهه، همه بازیگران فیلم مانند خانواده من شده بودند و ندیدن خانواده و فرزندم کمتر آزاردهنده بود، اما روزهای آخر، واقعا نمی‌توانستم جلوی خودم را بگیرم و بسیار دلتنگ شده بودم تا اینکه پسرم را آوردند و دیدمش.

اجرای تئاتر «اینجا کجاست؟» برای ریما رامین فر به قول خودش چالش بزرگی بود، چون نگه داشتن تماشاگران برای مدت ۷۰ دقیقه طوری که خسته نشوند و کار هم جذابیتش را از دست ندهد، سخت است.

  • خانم رامین فر از تئاتر می گوید:

تئا‌تر همیشه یک گمنامی و بی‌پولی به همراه دارد و بازیگر تئا‌تر با توجه به تمام این شرایط می‌پذیرد کار کند و تمام تلاشش را می‌کند. این حرف من به این معنا است که اصولا بازیگران تئا‌تر، خالصانه برای ایفای یک نقش خوب زحمت می‌کشند تا به لحظه ناب خلاقه برسند و وقتی به مدیوم‌هایی مثل سینما و تلویزیون می‌رسند از فرصت و توانمند‌ی‌های خود به نحو احسن استفاده می‌کنند. متاسفانه بسیاری به اشتباه فکر می‌کنند بازیگر تئا‌تر یعنی کسی که در بازی اغراق می‌کند. یک اصلاح نا‌خوشایند باب شده و می‌گویند یک بازیگر، تئاتری بازی می‌کند.

 بیوگرافی ریما رامین فر و همسرش امیر جعفری

بیوگرافی ریما رامین فر و همسرش امیر جعفری

  • ریما و مسئولیت های یک مادر :

با توجه به مشغله کاری ای که من و امیر داریم، نگهداری از او واقعا مشکل است، به همین دلیل هم من در این سال ها کم کار شده ام. به خاطر این که فکر می کنم قبل از هر چیز یک مادرم و وظیفه ام نگهداری از فرزندم است و پیش از آن که یک بازیگر باشم، باید یک مادر خوب باشم و این اولویت من در زندگی است. مادر بودن با توجه به شرایط و موقعیت کاری من خیلی دشوار است و نیاز به مدیریت زیادی دارد. با وجود آنکه تلاش می کنم در طول پروژه های کاری که از خانه دورم، از راه دور، وضعیت آیین را مدیریت کنم تا کم و کاستی نداشته باشد احساس می کنم حتما ضعف هایی در این زمینه دارم.

  • آموزش و تربیت:

برای آموزش و تربیت آیین سخت گیر نیستم. نه اینکه بخواهم شعار دهم، واقعا آدم سخت گیری نیستم، بنابراین طوری رفتار نمی کنم که خط کشی هایی داشته باشم و آیین را مجبور کنم در چارچوب این خط کشی ها حرکت کند و از چارچوب های من خارج نشود. همه ی تلاشم این است که روزهای خوب و شادی داشته باشیم. کدام مادری است که موفقیت و پیشرفت بچه اش را نخواهد و برای این موضوع تلاش نکند. مهم این است که ما حق انتخاب را از بچه نگیریم. آیین برای انتخاب بیشتر کلاس هایش، آزاد است. مثلا وقتی می خواست کلاس ورزشی انتخاب کند حق تصمیم گیری داشت. مدتی اسکواش را تجربه کرد. بعد سراغ تنیس و شنا رفت و به خاطر سریال پایتخت و نقش نقی معمولی به کشتی علاقه مند شد و ما او را راحت گذاشتیم تا در این زمینه تجربه کند. اما در مورد بعضی کلاس ها مثل کلاس زبان وضعیت فرق می کرد. به توافق رسیدیم که برای آیین بهتر است در این کلاس ها شرکت کند، اما اصراری نداشتیم که برخلاف موجی که در میان خانواده ها برای آموختن موسیقی وجود دارد، حتما آیین موسیقی بداند و یا ساز خاصی را دنبال کند. چون پسرم علاقه ی زیادی به موسیقی نداشت و ما هم او را مجبور نکردیم. همیشه سعی می کنم به پسرم به عنوان ویترینی از توانمندی ها و قابلیت ها نگاه نکنم و او واقعا نیازها و علایق خود را دنبال کند و شاد باشد.

  • روزهای دوری از آیین:

خوشبختانه بچه ها با تکنولوژی روز آشنایند. در تمام پنجاه روزی که برای پروژه ی پایتخت ۳ از آیین دور بودم از طریق وایبر و ویچت با هم تماس داشتیم. روزهایی که به واسطه کار از آیین دورم به او زیاد فکر می کنم و دوست دارم در زمانی که خانه هستم با تمام تمرکز و وجودم کنارش باشم تا از وجودش لذت ببرم. برای همین سعی می کنم بعد از پروژه هایی که به خاطر آن ها از خانه دورم، سر کار نروم. وظیفه ی خودم می دانم که در خانه بمانم و چند ماهی برای آیین و خانواده ام وقت بگذارم. برای مدرسه و امور آموزشی آیین و حتی برنامه های تفریحی اش برنامه ریزی می کنم. واقعا سعی می کنم حواسم معطوف به خانواده باشد و در این چند ماه به سرکار نروم، حتی اگر پروژه ی دیگری سراغم بیاید.

شاید به نظرتان شعاری بیاید، اما تمام مادران قطعا این حس را دارند و برایشان قابل درک است. از صمیم قلبم می گویم که بدون هیچ توقع و انتظاری عشق و محبتم را نثار آیین پسرم می کنم. این عشق بلاعوض است و آیین یکی از گنجینه های بزرگ من در زندگی است. هیچ توقعی از او ندارم. گاهی که پای تلویزیون می نشینم و برنامه ها و پیام هایی را درباره خانه سالمندان می بینم که در مواردی یک سویه به ماجرای خانه سالمندان نگاه می کنند و خانواده هایی که سالمند خود را به سرای سالمندان سپردند مورد سرزنش قرار می دهند، دلم می گیرد. باید شرایط آن خانواده و فرزندان بررسی شود. من شخصا اینگونه نگاه می کنم، در دنیای شلوغ و پرمشغله امروزی که هزار و یک گرفتاری وجود دارد، از آیین انتظار ندارم در آینده همه وقتش را به من اختصاص دهد. همه مقصودم این است که عشقم به او بلاعوض است، ضمن آنکه می خواهم بگویم کمتر دیگران را قضاوت کنیم. شاید شرایط برخی مناسب نباشد. باید یاد بگیریم همه را با یک نگاه قضاوت نکنیم.

 بیوگرافی ریما رامین فر و همسرش امیر جعفری

ریما رامین فر

  • ریما رامین فر: صفحه ای در فیس بوک ندارم :

من هیچ صفحه‌ای در هیچ جای دنیا ندارم و یک آدم‌های بسیار فعالی برای من صفحاتی راه‌اندازی کرده و پیگیرانه در آن مطلب می‌گذارند و از طرف من جواب علاقمندان را می‌دهند. حتی پا را از این هم فراتر می‌گذارند و با قرار دادن عکس‌های خانوادگی من مطالب خصوصی می‌نویسند. به نظرم این خیلی حرکت ناشایستی است. اگر صفحه‌ای برای طرفداران باشد مشکلی نیست، اما اینکه یک نفر از طرف من جوابگوی مردم است و شعر عاشقانه زیر عکس امیر می‌گذارد و… انگار جای من دارد زندگی می‌کند، اصلا درست نیست و نمی‌توانم بفهمم یعنی چه! خیلی دلم می‌خواهد بدانم ریشه این کار به کجا برمی‌گردد. فکر می‌کنم بحث روانشناسی پیچیده‌ای پشت این موضوع باشد. اما این را بنویسید که من هیچ صفحه‌ای ندارم و حتی روایت این صفحه را هم از دیگران شنیده‌ام و ندیده‌ام. گویا این صفحه بسیار فعال است و چون هر روز تعدادی لایک می‌خورد بستن این صفحه دشوار است. من از این اتفاق غمگین هستم. حتی بستگان من در اروپا در این صفحه هستند! اگر مدیر این صفحه مرا دوست دارد خواهش می‌کنم از این کار دست بردارد.

  • خانم بازیگر و آشپزی:

کلا آشپزی را خیلی دوست دارد. در واقع هم مجبور است آشپزی کند، هم دوست دارد. اجبار از این بابت که به هر حال باید به خانواده غذا بدهد. ولی در عین حال، از آشپزی لذت میبرد و سعی هم میکند که غذاهای متنوع درست کند. دو بار هم در ماه به رستوران می روند.

  • تحصیلات و مدارک علمی:

رشته نمایش در دانشگاه آزاد
کارشناسی ارشد کارگردانی تئاتر

بهترین بازیگر جشن خانه تئاتر در نمایش رومولوکس کبیر، ۱۳۸۹
جایزه اول جشنواره تئاتر بانو برای نمایش غریبه ای در خانه، ۱۳۸۹
جایزه اول بازیگری جشنواره تئاتر فجر در نمایش زمزمه مردگان، ۱۳۸۱
جایزه دوم بازیگری جشنواره تئاتر در نمایش یک دقیقه سکوت، ۱۳۷۹
جایزه سوم نمایشنامه نویسی جشنواره تئاتر فجر برای نمایش پس تا فردا، ۱۳۷۸
جایزه دوم بازیگری در جشنواره دفاع مقدس برای نمایش زمستان ۶۶،
بهترین بازیگر نقش مکمل زن در پنجمین جشن منتقدان سینمای ایران برای «یه حبه قند» سال ۱۳۹۰
بهترین بازیگر نقش اول زن در جشنواره تئاتر بانوان و نامزد بهترین بازیگر مکمل در بیست و نهمین دوره جشنواره فیلم فجر ۱۳۷۷

فیلم‌های سینمایی:

سیزده (۱۳۹۱)
رفیق بد (۱۳۸۶)
نان و عشق و موتور ۱۰۰۰ (۱۳۸۰)
یه حبه قند (۱۳۸۹)
مجموعه‌های تلویزیونی:
من یک مستاجرم (پریسا بخت آور، ۱۳۸۲)
پایتخت (سیروس مقدم، ۱۳۹۰)
چک برگشتی (سیروس مقدم، ۱۳۹۱)
پایتخت۲ (سیروس مقدم، ۱۳۹۲)
پایتخت۳ (سیروس مقدم، ۱۳۹۳)

 فر بیوگرافی ریما رامین فر و همسرش امیر جعفری

فر بیوگرافی ریما رامین فر و همسرش امیر جعفری

اینجا کجاست (شیوا مسعودی،۱۳۹۲)
رومولوس کبیر (نادر برهان مرند، ۱۳۸۸)
غریبه‌ای در خانه (دل آرا نوشین، ۱۳۸۸)
کابوس‌های پیرود بازنشسته خائن ترسو (نادر برهان مرند، ۱۳۸۷)
شب بخیر مادر (محمد یعقوبی، ۱۳۷۶)
مرگ دستفروش (نادر برهانی مرند، ۱۳۸۵)
زمزمه مردگان (سیامک احصائی، ۱۳۸۱)
می رم روزنامه بخرم (رحیم نوروزی، ۱۳۸۱)
همان همیشگی (ریما رامین فر، ۱۳۸۰)
دل سگ (محمد یعقوبی، ۱۳۷۹)
یک دقیقه سکوت (محمد یعقوبی، ۱۳۷۹)
پس تا فردا (محمد یعقوبی، ۱۳۷۹)
رقص کاغذ پاره‌ها (محمد یعقوبی، ۱۳۷۸)
زمستان ۶۶ (محمد یعقوبی، ۱۳۷۷)

سریال بدون شرح

  • نقل قول و خاطرات:

ریما رامین فر:
متنی از سخنان “دولت آبادی” خواندم که می ‌گفت زندگی ما در روزمره‌های زندگی جذابیت پیدا می‌ کند و در لحظه زندگی کردن خیلی مهم است. معتقدم حتی خوردن یک بستنی با همه اعضای خانواده می‌تواند حال ما را عوض کند. توصیه می‌کنم قدر لحظات با هم بودن را بدانیم، البته بستنی خوردن یک مثال است؛ ورزش و یا هر کار دیگری که انسان را به آرامش برساند از نظر من کار سودمندی است.
به خاطر دارم روزی برای مصاحبه ی مطبوعاتی دعوت بودم. در حال آماده شدن بودم تا در این جلسه حاضر شوم که با این جمله ی آیین مواجه شدم؛ «مامان ممکنه امروز پیشم بمونی؟» وقتی این جمله را از آیین شنیدم، قدری تأمل کردم. واقعا امکانش وجود داشت. مجبور نبودم سرکار حاضر شوم، بنابراین جلسه را کنسل کردم و کنار آیین ماندم. هر دوی ما آن روز اوقات خوبی را پشت سر گذاشتیم.
نامه یک دختر اهوازی به خانم ریما رامین فر بازیگر سریال پایتخت:
سلام خانم رامین فر سال نو مبارک
شما از آن دسته از آدم هایی هستید که وقتی آدم هنر شما را می بیند از تواضع شما لذت می برد
شما خیلی خوب نقش بازی می کنید
شما اصلا معلوم نیست که دارید نقش بازی می کنید
انگار واقعا خودتان هما هستید
آدم در شما خودش را می بیند
یک همسر یک مادر، یک عروس،
خانم رامین فر شما خیلی خوب هستید که خودخواه نیستید و فقط به درخشش خودتان فکر نمی کنید
شما خیلی خوب با بقیه همکارانتان هماهنگ شده اید
انگار شما واقعا یک خانواده شهرستانی هستید
انقدر خوب که آدم یادش می رود شما و آقای تنابنده یک زوج هنری هستید نه یک زوج در واقعیت.
خانم رامین فر من می دانم که شما مسلمان هستید. شما یک خانم مسلمان مشهور هستید بازیگر هستید و روسری سرتان هست
من فکر می کردم آدم اگر بخواهد ستاره باشد باید شبیه زنهای آمریکایی باشد
شبیه آنها لباس بپوشد و صحنه هایی مثل آنها بازی کند
اما فهمیدم آدم اگر بخواهد زن باشد واقعا باید مثل هما باشد، شخصیت داشته باشد، غرور داشته باشد و ارزش خودش را بداند
ما یک همسایه داریم که شوهرش ستاره است و بعد از ۲۳ سال چند گرم از استخوان هایش را پیدا کردند و برای دفن آوردند
من هم می خواهم ستاره باشم
یک ستاره ارزشمند نه یک ستاره ی برهنه
خانم رامین فر سال خوبی را برایتان آرزو می کنم
موفق باشید